روروک بازی

تویه خونه فاطمه و زهرا و پرنیان جلوی شماها عروسک میگرفتن و شما برای اینکه به عروسک برسید باهم دیگه مسابقه میذاشتید

شماها زیاد تو روروک ننشستید و شاید کلا یک ماه اونم خونه مامان جون که بودیم روروک دوقلوهای دایی اونجا بود و بعداز ظهرها یا صبح ها جوراب پاتون میکردیم و میبردیمتون تو حیاط و مامان جون مرغاشو بیرون قفس میکرد و شماها نگاشون میکردید

ممان قربونتون بشه که همیشه جلو لباستون خیس بود از بس اب دهنتون میرفت بخاطر دندون دراوردن


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


روروک بازی
